میشکنیـــ....
میشکنیــ ...
وقتیــ میدانیــ بُتیــ که انتخاب کرده ایــ ...
تنـــــها جایَشــ در بُتــ خانه ی زمانِ ابراهیمــ استــ
و لیاقتشــ شکستهــ شدنــ ...
فرو میپاشد آرزوهایَتــ ...
وقتیــ ....
میفهمیــ لبـ بهــ لبــ
زمزمه هایِ عاشقانه ی اطرافَتــ راهِ خطــا میروند...
میشکنیـــ....
وقتیــ...
میفهمیــ...
بهتر بود...تَــــنها اگر نمــیفهمیدیــ....!!!!
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۲/۰۲ ساعت 20:3 توسط ♨کآفہ چے♨
|
میزهای کــافـــهــ